موقعيت زن ايرانی ١

 

در ميان کشورهای اسلامی، ايران را می توان از لحاظ استثمار و انقياد زنان در مقام نخست بشمار آورد. موافق فرامين پيغمبر[اسلام]، هر مرد مؤمن میتواند تا  "چهار زن مشروع" [عقدی]  و بنا بر ميلش تعدادی زن نا مشروع [صيغه] اختيار کند.

 

شاهزادگان و زمينداران توانگر و غيره چون پيروان وفادار اسلام از اين قوانين حداکثر استفاده را برده اند و نادر نبوده اند مواردی که تعداد زنان شاهزاده يا سلطانی به ٢۰۰٬١٠٠ يا حتی سيصد بالغ گشته است. اما هنگامی که بدنبال انکشاف مناسبات سرمايه داری محصولات کشاورزی در بازار ارزش معينی يافتند و تجملاتبسبک اروپائیامکانات مالی کلانی را می طلبيد، بی حاصلی [نگهداری]  گله ای از زنان خود را بر زميندار ايرانی آشکار ساخت.

 

نتايج بحران اقتصادی گسترش يابنده پس از جنگ [جهانی اول]، بويژه برای طبقات متوسط، مانع از آن شد که از حق تعدد زوجات استفاده گردد. برای اهالی زحمتکش ايران حتی يک زن نيز جزو تجملات بحساب می آيد. اين امر به آنجا انجاميده است که در ايران فحشا کمتر از کشورهای اروپائی شکوفان نباشد٬ در اين رابطه، بسختی می توان تهران امروزی [ ١٣٠١ ] را از پايتخت های اروپائی عقب دانست. طبيعتاً، استثمار و انقياد زنان، همزمان با اين گسترش میيابد.

 

در شهرهای تهران و تبريزاگر نخواسته باشيم از توانگران سخنی به ميان آوريم - غالباً با خانواده های متوسطالحالی بر میخوريم که در مقابل پرداخت چند قران دو يا سه خدمتکار استخدام می کنند. هيئت خدمتکاران يکی از زمينداران بزرگ در تهران به ۴٠٠ تن بالغ میشود که نيمی از آنان از زنان اند. در کشتزارهای برنج، تنباکو و غيره زنان روزانه ١٢ ساعت کار می کنند و در مقابل آن دستمزد محنب بار و ناچيزی دريافت میدارند.

 

در زمينه های سياسی-حقوقی موقعيت زن بازهم وخيمتر است. بنابر مقررات حاکم، وی تقريباً برده شوهر است که می تواند در هر لحظه ای که بخواهد او را از خانه بيرون راند. لکن قوانين مقدس اسلام مانع از آن می شود که زن ايرانی شوهرش را بدون رضايت وی ترک گويد. اين مخلوق بد بخت ديگر اجازه ندارد با صورت ناپوشيده به جهان نظر افکند، زيرا طبق قوانين حاکم وی ازين سن ببعد میتواند بعقد درآيد. نپوشيدن نقاب  [روبند] مستوجب جرايم نظميه است. تنها در پايتخت است که مقررات در اين رابطه به اشد بمورد اجرا گذاشته نمی شوند.

 

در ايران آموزش زنان نيز از سطحی عالی برخوردار نيست. به استثنای پايتخت، بندرت مدرسه دخترانه خوبی می توان يافت. دختران تا سن ده يا يازده سالگی به مدارس مذهبی [مکتب] می روند و در آنجا به همان سبک مرسوم هزار ساله به قرائت و آموختن قران م یپردازند.

 

دختران اين مدارس را زمانی ترک می گويند که هنوز کاملاً بيسوادند. تنها در تهران و دو سه شهر ديگر است که چند دبستان نسبتاً خوب برای دختران موجود است. مدارس ميسيون های [مذهبی] فرانسوی و آمريکائی که در بسياری از شهرهای بزرگ يافت میشوند، به مراتب بهتراند. در اين مدارس جوانان دست کم دروس زبان های فرانسه و انگليسی را با هم در کلاس های مختلط می آموزند. بسياری از زنان که باين مدارس رفته اند، نمی توانند با بردگی که بايشان تحميل شده است، سازگاری داشته باشند. زنان تهران به منظور مجتمع ساختن خود و ساير زنان ناراضی، چندين بار از دولت خواسته اند که در راه خروج بی حجاب آنان سنگ اندازی نشود. مع الوصف دولت فئودال-مرتجع با تکيه به ممنوعيت  [صادره از جانب]  علمای اسلامی سر سختانه اين تقاضا را رد می کنند. اين امر هم اکتفا نشده است. در پائيز گذشته مجله نسبتاً محبوب زنان، عالم زنان »را که غالباً زنان پيشرو تهران تنظيم و منتشر می ساختند، توقيف کرد .جالب است که در توقيف اين مجله اتحاديه اجتماعيون اسلامی که میخواهند سوسياليسم را بنا بر اصول قران محمدی تحقق بخشند، دست داشت. پس از مدتی، زنان بار ديگر هفته نامه تازه ای بنام « لسان زنان  »منتشر ساختند که بشکرانه نعم کابينه فعلاً بر قرار است. نشريات مشابهی در شهرستان ها منتشر می شود. ٢ ولی همه آنها تحت پيگرد دائمی مقامات دولتی قرار دارند. اين جنبش  [زنان متعلق به]  محافل توانگر را در بر می گيرد . عناصر پرولتری در حال حاضر در آن شرکتی ندارند.

 

رهائی نهائی زنان ايران از هر گونه بردگی را تنها انقلاب پرولتری جهانی ميسرخواهد ساخت.

سلطانزاده

(ترجمه ميم شين از آلمانی)

منبع: اسناد تاريخی جنبش کارگری سوسيال دموکراسی و کمونيستی ايران، جلد ۴، چاپ دوم، انتشارات مزدک، فلورانس، ايتاليا، ١٩٧۴ . ص ١٠۶ـ ١۰٥

ترجمه: انتشارات مزدک.

بازنويس: تارا بوکانی، اسفند ١٣٨٢

تصحيحات: تارا بوکانی، اسفند ١٣٨٣

http://www.kargar.org/

 

“Die Stellung der persischen Frau”, Inprekorr, No. 78, 27 Mai 1922 Seite 591       1 منبع آلمانی

 

2      پانويس مترجم: مقصود رفيق سلطانزاده "پيک سعادت" رشت است که خانم روشنک نوع دوست مؤسس مدرسه سعادت رشت منتشر می ساخت و "زنان ايران" خانم صديقه دولت آبادی در اصفهان، و نيز "زنان ايران"  منتشره خانم شهناز آزاد است که در اثر حمله به دولت در نشريه خود حتی بزندان افکنده شد.__

 

http://www.marxists.org/farsi/archive/soltanzadeh/works/1922/mogheyate-zan.pdf